بـه سـایـت خـودتـان خـوش آمـدیـد
بـه سـایـت هـوشـیـار خـوش آمــدید
بـه سـایـت خـودتـان خـوش آمـدیـد
بـه سـایـت خـودتـان خـوش آمـدیـد
  1. خانه
  2. موسیقی
  3. کرت کوبین؛ از طلوع تا افول

بیوگرافی کرت کوبین؛ از طلوع تا افول + بهترین آهنگ های کوبین

کرت کوبین؛ از طلوع تا افول

کرت دونالد کوبین (Kurt Donald Cobain) خواننده، ترانه سرا، نوازنده و پدر تعمیدی جنبش راک گرانج و رهبر گروه موسیقی «نیروانا» بود. وی متولد سال 1967 در شهر ابردین (ایالت واشنگتن) می باشد. مادرش وندی اکانر، یک پیشخدمت ساده و پدرش دانلد کوبین، مکانیک بود. او از همان کودکی از بیماری بیش فعالی (ADHD) رنج می‌برد و به تجویز پزشکان برای او داروهای آرامبخشی مثل ریتالین تجویز می شد.

زمانی که کرت کوبین 9 ساله بود، پدر و مادرش از هم جدا شدند. این ماجرا اثرات نامطلوبی بر ذهن و روان کوبین در دوران نوجوانی گذاشت. که بعدها از این اتفاق به عنوان «زخمی در زندگی» اش یاد می کرد. پس از آن کوبین به‌همراه پدرش به مونتسانو نقل مکان کردند و برای ادامهٔ تحصیل وارد «مدرسهٔ ابتدایی بیکِن» شد.

 پس از مدتی دونالد، پدر کرت دوباره ازدواج کرد و کرت هیچ‌گاه نتوانست با نامادری جدیدش و بعدها خواهر و برادرهای ناتنی حاصل از این این ازدواج رابطه عاطفی برقرار کند و با آنها بدبرخورد می کرد و این رفتارها و مشکلات او باعث شد نامادری اش از پدر کرت بخواهد او را از خانه بیرون کند. او پس از جدایی والدینش مدتی در منزل خویشاوندان سرگردان بود. و دچار ضربه روانی شدید و عمیقی شد که آثارش در رفتارهای ضد اجتماعی دوران نوجوانی‌اش بارز بود و بعدها تأثیرش را در موسیقی نیروانا نشان داد.

کرت در روز تولد ۱۴ سالگی‌اش اولین گیتارش را از سوی دایی اش هدیه گرفت و پس از آن‌که فقط یک جلسه نزد شخصی برای آموزش رفت، به شیوه خودش و بدون آموزگار شروع به نواختن کرد.

کرت کوبین؛ از طلوع تا افول

کرت کوبین در دوران دبیرستان شخصیتی منزوی و ناهنجار داشت و اغلب با همکلاسی های خود درگیر و به خاطر مسائل انضباطی در مرکز چالش ها قرار داشت. در این دوران بود که کوبین در دبیرستان با بودیسم آشنا شد و «نیروانا» میخی بود که ذهن او را خراشید. به هرحال زمانی‌ که کرت کوبین متوجه شد که نمره‌هایش برای دریافت مدرک کافی نیستند دو هفته قبل از آن‌که از دبیرستان فارغ‌التحصیل شود ترک تحصیل کرد.

شاید هیچ‌کس گمان نمی کرد زمانی نه چندان دور او دنیای راک را دگرگون خواهد کرد. نوجوانی که در مدرسه بارها از هم کلاسی‌هایش کتک خورده بود، تبدیل به ستاره‌ای شد که میلیون‌ها نفر در سراسر جهان طرفدار صدا و گیتار و شخصیت ناهنجارش شدند.

کرت کوبین در این دوره به مصرف ماری جوآنا برای فرار از مشکلاتش و رسیدن به آرامش روانی روی آورد. کرت بعدها که دربارهٔ زندگی‌اش صحبت می‌کرد گفت: آن زمان یادم می‌آید بابت پدر و مادرم شرمنده بودم و از دوستانم در مدرسه خجالت می‌کشیدم.

کرت کوبین؛ از طلوع تا افول
کرت کوبین؛ از طلوع تا افول

در فوریهٔ ۱۹۹۲ کرت با کورتنی لاو ازدواج کرد و شش ماه بعد صاحب دختری به نام فرنسیس بین شدند. کوبین نام فرنسیس را به‌خاطر علاقه‌اش به فرنسیس مک‌کی، خوانندهٔ گروه اسکاتلندی وَزلینز برای دخترش انتخاب کرد. کرت و کورتنی هردو در آن زمان معتاد به هروئین بودند. بعدها کورتنی لاو در اظهاراتی اعلام کرد «نمی شود با کسی مثل کرت زندگی کرد و مواد مصرف نکرد .» کورتنی علاوه بر این که کمکی به بهبود همسرش نکرد، بلکه همراه خوبی شد برای ادامه‌ی خودویرانگری او. اما این همراهی دوام چندانی نداشت و به جدایی کشیده شد.

کرت در سال 1993 به علت مصرف بیش از حد مواد مخدر داوطلبانه برای درمان به بیمارستان مراجعه کرد اما پس از مدتی به خاطر عدم توجه کافی مسئولین بیمارستان به وی قبل از پایان دوره درمان بیمارستان را ترک کرد.

استیمسون دکتر کوبین می گفت: «من احساس می‌کردم او علاقه‌ای به ترک کردن ندارد. او اصلاً نمی‌خواست درباره بهبودی‌اش چیزی بشنود. او فقط علاقه‌مند بود از تجربه‌ی ترک کردن دیگران بشنود.»

کرت کوبین؛ از طلوع تا افول

در واقع کوبین شخصیت درون‌گرا، پیچیده و بسیار حساسی داشت. از خودش، موفقیت بی‌نظیری که به‌عنوان یک ستاره موسیقی بدست آورده بود و هیاهوی بزرگی که همواره در حاشیه نیروانا و زندگی خصوصی‌اش در جریان بود گریزان بود. طبق ادعای خودش به‌خاطر بیماری زخم معده که واقعاً به آن مبتلا بود و برای تسکین درد به هروئین پناه برد، اما به‌نظر می‌آید آنچه که او واقعاً در جستجوی‌اش بود رسیدن به آرامش روانی بود.

دَنیل هاوس یکی از دوستان کوبین که موزیسین و مالک یک شرکت نشر موسیقی در سیاتل است، اعتقاد داشت که اگر کوبین مشهور نمی‌شد، هیچ اتفاقی برایش نمی‌افتاد. در واقع کوبین با موسیقی از واقعیت هستی خویش فرار می‌کرد و این دقیقاً چیزی بود که او به دست آورده بود؛ خلسه‌ای که بتواند در آن، خود و گذشته را فراموش کند.

کرت در سال ۱۹۸۵ با ناواسلیک آشنا شد که مانند خودش طرفدار موسیقی پانک بود. در همان زمان کوبین در گروه فیکال مَتِر عضو بود که اولین گروه او محسوب می‌شد. مدتی بعد و پس از آن‌که کوبین چندبار ایدهٔ تشکیل یک گروه موسیقی را مطرح کرد، ناواسلیک با پیشنهاد او موافقت کرد.

در سال ۱۹۸۵ کرت و کریست در ابتدا گروهی با نام «د استیف وودیز» تشکیل دادند که کوبین در آن نوازندهٔ درامز بود، ناواسلیک باس می‌زد و افراد مختلفی هم به‌عنوان خواننده و گیتاریست با آن‌ها هم‌کاری می‌کردند. تا قبل از سال ۱۹۸۷ نام و افراد گروه بارها عوض شدند تا این که در سال ۱۹۸۷ «نیروانا» به‌عنوان نام ثابت گروه انتخاب شد.

کرت کوبین؛ از طلوع تا افول
اعضای اصلی گروه نیروانا

نیروانا اولین آلبوم استودیویی‌اش با نام بلیچ را در ژوئن ۱۹۸۹ روانهٔ بازار کرد. که علیرغم برگزاری تورها و کنسرت در شهرهای مختلف موفقیتی کسب نکرد و زیاد مورد توجه عام قرار نگرفت. در سپتامبر ۱۹۹۱ گروه آلبوم مهم نیست را به بازار عرضه کرد. این آلبوم برای نیروانا به موفقیتی بزرگ تبدیل شد، فقط در آمریکا بیش از ۱۰ میلیون نسخه و در سطح بین‌المللی ۲۶ میلیون نسخه از آن به‌فروش رسید. دیگر از لباس های برقی مایکل جکسون و آتش بازی روی سن و صدا های ناهنجار گروه‌های هاردراک خبری نبود. این آلبوم در عرض چند هفته بیش از یک میلیون نسخه فروش کرد و جکسون را پشت سر گذاشت.

کرت کوبین؛ از طلوع تا افول
کرت کوبین؛ از طلوع تا افول

آلبوم مهم نیست دنیای موسیقی راک را متحول کرد و گرانج و پانک راک را به جریان اصلی موسیقی راک تبدیل کرد و او تبدیل به پدر تعمیدی جنبش راک گرانج شد. کوبینیسم در نوجوانان و جوانان دهه ٩٠ (میلادی) شایع شد. نیروانا صنعت موسیقی عامه‌پسندشده را، توسط طوفان خود و با وصله‌پینه کردن سبک‌های راک گرانج و پانک، تغییری اساسی داد.

کرت کوبین؛ از طلوع تا افول
کرت کوبین؛ از طلوع تا افول

در یکی از کنسرت ها کوبین، بدون هماهنگی خود را میان جمعیت حاضر در سالن پرت کرد و از طرف محافظش مورد ضرب و شتم قرار گرفت. ولی طرفدارانش روی صحنه آمدند و جسم اش را از زیر مشت و لگد محافظ عصبانی نجات دادند.

کرت کوبین؛ از طلوع تا افول

موفقیت کوبین به خاطر بسیاری از مسائل از جمله مشکلات روحی، اعتیاد به مواد مخدر و ازدواج ناپایدار او، تحت شعاع قرار گرفت. او فرصت زیادی برای مطالعه پیدا نکرده بود. اما حساسیت شاعرانه او نسبت به اجتماع که به نوعی ریشه در تجربه‌های شخصی‌اش از زندگی نابسامان شهری داشت، مکتب نرفته از او یک فیلسوف/شاعرِ خیابانی ساخته بود.

کرت کوبین؛ از طلوع تا افول

دو سال بعد با آلبوم «در زهدان» کوبین بر علیه خود و طرفدارانش شورید. در این مجموعه تلاش کرد تا از گوش‌های طرفداران و مخاطبان اش عادت‌زدایی کند. در نوامبر 1993 آخرین اجرای گروه نیروانا با یک اجرای Unplugged در استودیو MTV پخش شد.

به هر حال موفقیت گروه تأثیری بر بهبود حال کوبین نداشت. بارها در کنسرت‌ها به تشویق‌ها و هیاهوی حاضرین واکنش‌های منفی نشان میداد؛ سازها را روی سن تخریب می‌کرد؛ به لنز دوربین فیلمبرداری روی سن تف می‌انداخت و… بارها او را در پشت صحنه، در حالی که می‌گریست مشاهده کردند .شاید او برای ستاره شدن یک سوءتفاهم بود.

کرت کوبین؛ از طلوع تا افول

در یک روز صبح کرت، در اعتراض به شهرت و ثروتی که دچارش شده بود در حالتی روان پریشانه تمام اثاثیه لوکس خانه‌اش را با تبر در هم کوبید و از بین برد.

در تاریخ ٤ آپریل ١٩٩٤، کوبین، برای آخرین بار در سیاتل (کاپیتال هیل) توسط «ویکتوریا رینارد» دیده شد. ویکتوریا از او برای جشن تولدش دعوت می‌کند و جواب کوبین یک «نه»‌ی خشک بود. او به ظاهر کاملاً معمولی بود و نشانه‌ای از حالت‌های غیرعادی در او دیده نمی‌شد.

کرت ستاره ای بود که در اوج جوانی (27 سالگی) افول کرد؛ در تاریخ ٨ آپریل وقتی جنازه اش را یافتند، پلیس اعلام کرد که سه روز پیشتر، کوبین مغز خود را با اسلحه متلاشی کرده است، اما بر روی اسلحه اثر انگشتی یافت نشد. او پیش از مرگ مقدار زیادی هروئین مصرف کرده بود و برای خودکشی دیگر به اسلحه نیازی نداشت. این‌گونه رهبر نیروانا به «نیروانا» پیوست.

او در ترانه ی «چای پنی رویال» اوضاع و احوال خودش را اینگونه توصیف می کند:

وقت من با شما تمومه
اوضاع خوبی ندارم
نشستم و چای نعنا می‌نوشم
زندگی را از خودم ترد می‌کنم
من یک پادشاه شکست خورده‌ام
این‌ طور می‌تونم برای همیشه نفس بکشم
به من در آن دنیا لئونارد کوهن بده
من خیلی خستم و نمی‌تونم بخوابم
من یک دروغ‌گو و دزدم
نشستم و چای نعنا می‌نوشم
من یک پادشاه شکست خورده‌ام
من شیر داغ رو با داروی مسهل می‌خورم
به همراه قرص معده درد با طعم گیلاس

طبق وصیت کرت کوبین، همان‌طور که می‌خواست جسدش را سوزاندند و مقداری از خاکسترش را به‌همراه تعدادی از وسایل مورد علاقه‌اش داخل یک استوپای چوبی قرار دادند و به یکی از زیارتگاه‌های بودائیان در نیویورک سپردند و بقیه‌اش را در رودخانهٔ ویشکا در ایالت واشینگتن پراکندند.

در دست نوشته ای (وصیت نامه) که بعد از مرگ کرت پیدا شد، وی اظهار کرده بود «یکباره مُردن بهتر از ذره ذره محو شدن است


آهنگ های کرت کوبین

آهنگ The Man Who Sold The World

آهنگ Come As You Are

آهنگ Pennyroyal Tea

آهنگ Smells Like Teen Spirit

آهنگ All Apologies


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این قسمت نباید خالی باشد
این قسمت نباید خالی باشد
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست